به مناسبت قطع رسمی روابط ایران و آمریكا در 20 فروردین سال 1359 خدمت آقای دكتر رشید جعفرپور، مدیر بخش ادبیات و مدیر گروه جامعه‌شناسی سیاسی و اقتصاد مركز اسناد انقلاب اسلامی، هستیم. از اینكه وقتتان را در اختیار سایت مركز قرار دادید از شما تشكر می‌كنم.

اولین پیمان رسمی میان ایران و آمریكا در سال 1856 م به عنوان "پیمان دوستی و بازرگانی " بسته شد؛ پس از این پیمان بود كه سیل مسیونرهای مذهبی و مستشاران نظامی و مالی آمریكا وارد ایران شده و بتدریج امورات كشور را در دست گرفتند، اما از همان ابتدا رابطه ایران و آمریكا یك رابطه دوستانه و دو طرفه نبود بلكه رابطه یك ابرقدرت با یك كشور ضعیف بود و در واقع آمریكا در ایران به دنبال منافع استعماری خود بود. این رابطه به ظاهر دوستانه حتی از طرف آمریكا نقض نیز شد؛ چنانكه در شهریور 1320 پس از ورود نیروهای متفقین به ایران در جریان جنگ جهانی دوم، نیروهای نظامی آمریكا نیز به ایران وارد شدند؛ كودتای 28 مرداد 1332 با تدبیر آمریكایی‌ها صورت گرفت، تأسیس ساواك، اصلاحات ارضی، قانون كاپیتولاسیون، عدم پیشرفت صنایع و... همگی با دخالت آشكار آمریكایی‌ها انجام شد، اما سرانجام این سلطه با پیروزی انقلاب و به دنبال آن تسخیر سفارت آمریكا (لانه جاسوسی ) توسط دانشجویان پیرو خط امام به اتمام رسید؛ اما توطئه‌های آمریكا علیه ایران به اتمام نرسید، بلكه آمریكایی‌ها به صورت غیرمستقیم به دنبال اهداف سیاسی خود در ایران بودند. در آغاز نظری به روابط ایران و آمریكا در دوران پهلوی اول و دوم داشته باشید.

دكتر جعفرپور:
برای بررسی روابط ایران و آمریكا لازم است یك مقدمه‌ای را بررسی نماییم. قبل از انقلاب نظام حاكم در سطح بین‌الملل یك نظام دو قطبی بود، یك قطب آن آمریكا و كشورهای غربی بودند كه ایده حاكم بر آنها لیبرالیسم و سرمایه‌داری بود. قطب دیگر نظامی بود كه وابسته به بلوك شرق و تحت حاكمیت ایده كمونیزم بود. هر كدام از این دو قطب اردوگاه‌هایی را برای خودشان تعریف كرده بودند و به نوعی در مقابل همدیگر صف‌بندی داشتند. این دوران تا جنگ سرد ادامه داشت. در دوران جنگ سرد هر كدام كشورهایی را به عنوان دولتهای دست نشانده و پیرو برای خود تعریف می‌كردند. از آنجایی كه ایران در منطقه خاورمیانه واقع شده بود و هم مرز با شوروی بود، از لحاظ ایدئولوژیكی نیز سران رژیم وابسته به نظام غرب و لیبرالیسم بودند، ایران تبعاً در اردوگاه غرب قرار گرفته بود. البته قرار گرفتن ایران در اردوگاه غرب برای دولت پهلوی مزیت‌هایی داشت. از طرف دیگر، آمریكا نیز برای اینكه كمربند امنیتی را دور شوروی بتواند تقویت كند، ایران را در پیمانهای مختلف منطقه‌ای شركت می‌داد. ورود ایران در پیمانهای سنتو و بغداد نشان دهنده این بود كه ایران پیرو آمریكاست و در این راستا حركت می‌كند. رابطه ایران و آمریكا در دوره پهلوی به صورت " حامی" – " پیرو" بود و این رابطه به قدری شدید بود كه نویسندگان داخلی و خارجی این رابطه را به " رابطه دست نشاندگی" تعبیر می‌كردند.

 نویسنده‌ای هست به نام " مارك گازویوسكی" و همینطور برخی از نویسندگان داخل كشور كه كتاب با این عنوان نوشته‌اند و این رابطه را هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ سیاسی و ایدئولوژیكی تبیین كرده‌اند. آمریكا برای تقویت این رابطه طبیعتا تلاش می‌كرد تا از ایران حمایت كند و نگذارد تا ایده كمونیزم در ایران گسترش یابد.

در نزدیكی پیروز شدن انقلاب اسلامی، آمریكایی‌ها پی بردند كه ماهیت این نهضت ایجاد شده علیه شاه در مخالفت با آمریكا و سایر دولی است كه در ایران منافع خودشان را دنبال می‌كنند. قطعا چنین انقلابی با اهداف آمریكا در ایران مغایر بود و آنها اولین تلاشی كه می‌كنند مخالفت با انقلاب اسلامی است. در كنفرانس گوادلوپ به این نتیجه رسیدند كه انقلاب اسلامی به پیروزی خواهد رسید ژیسكاردستن –رئیس جمهور فرانسه – را مأمور می‌كنند تا امام را راضی كند بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با آمریكا و غرب ارتباط داشته باشد ولی امام خمینی (ره) حتی نماینده فرانسه را به حضور نمی‌پذیرند و از همان ابتدا مخالفت خودشان را با این كشورها اعلام می‌كنند. در مورد انقلاب اسلامی دو تفكر در خود آمریكا وجود داشت: یك تفكر حاكم بر وزارت خارجه آمریكا بود و تفكر دیگر مرتبط با شورای عالی امنیت ملی بود. شورای عالی امنیت ملی اعتقاد داشت آمریكا باید به هر نحوی كه شده این انقلاب را به نفع خودش مصادره نماید و شاه را دوباره برگرداند. ورود هایزر به ایران نیز در همین راستا بود تا بتواند یك كودتایی در ایران همانند كودتای 28 مرداد در ایران شكل دهد. اما تفكر وزارت خارجه آمریكا كه توسط سفیر آمریكا تعقیب می شد، این بود كه آمریكا باید به نحوی با انقلابیون كنار بیاید؛ اما در هر دو تفكر منافع ملت ایران در نظر گرفته نمی‌شد و آنها اهداف ملی خودشان را جستجو می‌كردند و این در حالی بود كه انقلاب اسلامی با آنچه آمریكا در ایران می‌خواست كاملا مغایر بود.